گفتم ..... | تنهایی من...

گفتم ای عشق بیا که بسازی ما را

یا نه ویرانه کنی ساخته دنیا را

گفتم ای عشق چه بر روز تو آمد امروز

که به تشویش سپردی شب ما را

چه شد آن زمزمه هر شبه ما ای دوست

چه شد آن صحبت هر روزه یاران یارا

چشمه ها خشک شد از بس نگرفتی اشکی

همتی تا که رهایی بدهی دریا را

حیف از امروز که بی عشق شب آمد ای عشق

کاش خورشید تو آغاز کند فردا را.


نوشته شده توسط رضا جون در 8 شهريور 1387 ساعت 15:39
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: برای مشاهده هر پوشه یا مطلب کافیست بروی عنوان آن کلیک نمائید تا باز یا بسته شود
صفحات:
CloseMaximizeMinimize تبلیغات وبلاگ
http://photo.blog4i.com/webloguploads/images/final/2007/kop-nakon_1205444033.jpg