دلم گرفته ست . |

 

دلم گرفته ست.

هر روز که می گذرد بیش از گذشته پشیمان می شوم و آرزو می کنم

روزها نگذرد و من فردا دوباره خطایی نکنم .

ولی فردا که می آید حس می کنم شیطان هر روز با من ملاقات

نا نوشته ای دارد ....

و فردا ها می آیند و من نمی دانم چرا نمی تونم به ملاقات شیطان نروم

ولی این را خوب می دانم خطا کار کسی جز من نیست ....

ای کاش می دانستم چگونه می توانم ....

ای کاش هایی بی فایده

امید هایی عبث

عشق هایی هرزه

و انسان هایی پست تمام چیزهایی است که اطراف من است .

و پوچی حسی است که هر لحضه با من است مثل ضربان قلبم .

من به اندازه ای که پوچی را دوست ندارم مرگ را دوست دارم .

مرگ اما از من دور است شاید بهتر باشد من به سراغ وم.

 


نوشته شده توسط رضا جون در 28 بهمن 1386 ساعت 23:17
نوبت همه می رسه ؟ |

 

خدایا امتحان سخت

 

نگیر !


نوشته شده توسط رضا جون در 25 بهمن 1386 ساعت 22:59
با شما هستم ! |

همه چیز از یه نگاه یه حرف قشنگ یک رفتار خوب یه ملاقات پنج دقیقه ای

 حتی یه بحث ۲۰ دقیقه ای شروع می شه

اگه شما بخواید

به دنبالش وابستگی می یاد بعد از وابستگی بعد هم !

قشنگترین جای قضیه : عشق ؟ !

بعد می شی یه عاشق دل خسته که من بهش می گم دل خستگی .

گفتنش سخته ولی به نظر من مرحله بعدش جنونه

کاش از اول نخواسته بودم که عاشق بشم ...

آخرین مرحله جدایی

همه چیز تموم می شه صدای خرد شدنت رو خوب می شنوی

با خودت می گی عشق یعنی همین ...؟

نه عشق این نیست تو فقط فکر کردی عاشق شدی همین...

این فقط یه اشتباه کوچک بود که قابل جبرانه

می تونی دوباره عاشق بشی شاید این بار واقعی عاشق شی شاید این بار عشق یه شکل دیگه

باشه...


نوشته شده توسط رضا جون در 24 بهمن 1386 ساعت 23:24
پاسخ دروغ ششم !! |

رسم این روزگاره !! عمو

 

وقتی نیستی در کنار ما . با ما

 

انگار که اصلا نبودی


نوشته شده توسط رضا جون در 20 بهمن 1386 ساعت 23:24
رضا ؟ |
  • من حسابم با خودم پاکه !
  •  
  • آقا رضا ! اگر بود این چنین
  •  
  • دل به غصه روزگار نمی دادی !؟
  •  
  • گفتم که عشق در کمین توست !
  •  
  • پس دل به او بده و از هر چه غیر اوست
  •  
  • دور شو .... دور !
  •  
  • داش رضا !

نوشته شده توسط رضا جون در 17 بهمن 1386 ساعت 21:48
انتظار |

خلاصه ی قصه ی ما یه جمله س

یه جمله ی همیشه عاشقانه

اگه همه حرفا بشه نصیحت

اگه همه دنیا بشه بهانه

 

تو همونی که بودی

من همینم که هستم

تو دلمُ سوزندی

من دلت ُ شکستم

 

منتظرم یه شب که خواب شیطون

خدا ما رو آشتی بده دوباره

منتظرم منتظری همیشه

قصه ی ما قصه انتظاره


نوشته شده توسط رضا جون در 16 بهمن 1386 ساعت 23:44
پاسخ دروغ پنجم !! |

بی تو بهار ما عاشق نیست

 

عشق ندارد

 

وقتی تو بیایی

 

بهار انتظار می آید

 

به جان عاشقان قسم

 

تو می آیی

 

ای ماه ماهان

 

قسم می خورم.


نوشته شده توسط رضا جون در 15 بهمن 1386 ساعت 09:31
مادرم |

پارسا. مهربان نیست ... که هست

 

اهل  رفاقت  نیست ... که هست

 

با معرفت و پر صلح و صفا نیست

 

 ....که هست

 

خسته و عاصی که نباید باشد ....که هست

 

از همه اینها گذشته دستی در کمر عشق داردو پایی در مرداب عاطفه

 

و سری شوریده در عالم هر چه نامردی و بد عهدی!

 

پارسا به هر چشمی قسم نمی خورد ....الا به چشم های پر گریه مادر

 

مادری که خون دل خورد و لب از هم وا نکرد...

 

تا مبادا شازده پسرِ خوش وفاش برنجد... فدای تو مادر !


نوشته شده توسط رضا جون در 14 بهمن 1386 ساعت 20:51
ورود ممنوع ! |

 

پنهان به گریه دارم

دستها سپر ساز خنجر دوست

پنهان به گریه دارم

دوست داشتن را بهانه ام

مهربانی را چه چاره کنم

      سخت است

گذشتی از رویای دیگران .


نوشته شده توسط رضا جون در 13 بهمن 1386 ساعت 23:43
امروز فردا |

 

این راسه میگن  که : بی وفاس هر کی که زیباس ؟

راستش بگو ! دروغ تو چشمای تو پیداس

هی امروز فردا می کنی . کاش می دونسم

 

این امروز  فردات من کشته

حل این معمات من کشته

 


نوشته شده توسط رضا جون در 13 بهمن 1386 ساعت 21:47
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: برای مشاهده هر پوشه یا مطلب کافیست بروی عنوان آن کلیک نمائید تا باز یا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  
CloseMaximizeMinimize تبلیغات وبلاگ
http://photo.blog4i.com/webloguploads/images/final/2007/kop-nakon_1205444033.jpg